عبد الرزاق اللاهيجي

214

گوهر مراد ( فارسى )

او ابتداء زمان يا آنى مفروض در زمان ، مبدأ محدودى باشد . . پنجم تقدّم بالشّرف چون تقدّم فاضل بر مفضول . و اين نيز شبيه باشد به تقدّم بالرّتبه ، چه اينجا نفس معنى كه تفاوت سابق و مسبوق در اوست به منزله مبدأ محدود است . و لفظ تقدّم و سبق در عرف نخست در تقدّم رتبى كه شامل زمانى و مكانى است مستعمل بود و بعد از آن نقل شده به سوى تقدم بالشرف و بعد از آن به سوى تقدم بالطّبع و بعد از آن به سوى تقدّم بالعلّيه . و در اين پنج معنى كه مذكور شد ، ميان اهل اصطلاح خلافى نيست ، و خلافى كه هست در اين است كه تقدّم منحصر است در اين اقسام خمسه يا قسمى ديگر هست ؟ حكما قائل به انحصار در خمسه‌اند . و متكلمين بر آنند كه قسمى ديگر هست و آن را تقدّم بالذات نام كنند و تقدّم اجزاى زمان را بعضى بر بعضى ، مثل تقدّم ديروز بر امروز و تقدم پارسال بر امسال ، از اين قبيل دانند . و حكما گويند اين تقدّم همان تقدّم زمانى است ، چه حقيقت تقدّم زمانى آن است كه مقدم با مؤخّر جمع نتواند شد . و مناط عدم اجتماع در وجود زمان است كه امرى است متقضّى غير قارّ الذّات ، پس بالذّات اين تقدّم در اجزاى زمان يافت شود و به واسطهء زمان در اشيايى كه در زمان موجود باشند . و ببايد دانست كه جميع اقسام سبق با كمال مباينت در مفهوم ، مشتركند در معنى واحد و آن معنى ، شريك بودن سابق و مسبوق است در امرى كه آن امر ثابت باشد براى سابق پيش از آنكه ثابت باشد براى مسبوق و ثابت نباشد براى مسبوق مگر بعد از آنكه ثابت بوده باشد براى سابق . و آن امر را ملاك سبق و ما فيه السبق نيز گويند . پس ملاك در سبق بالعليّه وجود است . چه وجود ، ثابت است براى علّت پيش از آنكه ثابت باشد براى معلول و ثابت نيست براى معلول ، مگر بعد از آنكه ثابت باشد براى علت امّا بعديّت بالذات ، يعنى آنكه فاصله و تراخى